روحم داره تحلیل میره و نمیدونم چجوری باید جلوشو بگیرم ,ی روز تقریبا اندکی توی آرامشه ی روز هم توی افسرده ترین حالت خودشه و بیشتر از این که به خاطر افسردگی تحلیل بره از این نوسان بین حد بالا و حد پایین داره شکسته میشه ,کم کم دیگه داره تلقین میشه بهم که درست شدنی نیست ,خودمم نمی دونم چمه ,روزای بدون لذت داره پشت سرهم می گذره ,دانشکده خونه دانشکده خونه و درس هایی که داره حالم از خوندنشون به هم می خوره امروز هم یکی از اون درسها رو امتحان دادم , مزخرفترین امتحان که فقط بازی وقته هر کی بیشتر بنویسه تو
برچسب:
نویسنده: یگانه دادخواه
تاريخ: شنبه
22 آذر
1404 ساعت: 18:31